تنهــــــــــایـــــــی ...

 

 

      

 

    تنهایی را دوست دارم، زیرا بی‌وفا نیست

              تنهایی را دوست دارم، زیرا عشق دروغین در آن نیست

              تنهایی را دوست دارم، چون بارها تجربه کردم

              تنهایی را دوست دارم، چون خدا هم تنهاست

              تنهایی را دوست دارم...

              در کلبه‌ی تنهایی‌هایم در انتظار خواهم گریست

              و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد

              شاید در سکوتی یا شاید در شبی سرد و بارانی...

 

             بگذار کسی نداند که هنوز دوستش دارم...

 

                  alone

 

     

/ 37 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
به روز ( بهروز )

سلام [گل] هي بابا انقد از تنهايي و اين حرفا نذاريد ، نميگيد يه جووني مثه من هست كه يه غمي داره [نیشخند] اين چيزا رو ميبينه دلش بدتر هوايي ميشه [نیشخند]

به روز ( بهروز )

ولي خودمونيم تكراري بود متنت [نیشخند] ولي گذشته از اينا قشنگ بودش [چشمک] ولي خدايي به فكر جوونايي مثه من باشيد [نیشخند]

به روز ( بهروز )

در ضمن بگي آپي كله بماند با دست و پا هم اونم بدو بدو ميام [چشمک] باي عزيز [گل][خداحافظ]

هیوا

سلام جیگر امیدوارم حالت خوب باشه من که چیزی نکفتم حقم به تو دادم پس چرا ناراحت شدی

اسماعیل

سلام[گل] =========== اومدم دعوتت كنم به دنياي تنهايي!!! خوشحال ميشم بياي....[گل][قلب]

متین

سلام رهاجان ،صبح بارونی ت بخیر،امیدوارم حالت خوب باشه.چه خبر؟خوشحال میشم گاهی به دیدنم میای .بازم بیا راستی من هرروزصبح برای سلامتی دوستام دعامی کنم . برای توهم دعامی کنم ...

متین

یارب این شمع دل افروز زکاشانه کیست ،جان ماسوخت بپرسیدکه جانانه کیست ؟... رهای مهربون ،توکی هستی ؟؟

متین

خوشا دردی!که درمانش تو باشی خوشا راهی! که پایانش تو باشی خوشا چشمی!که رخسار تو بیند خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی خوشا جانی! که جانانش تو باشی خوشی و خرمی و کامرانی کسی دارد که خواهانش تو باشی چه خوش باشد دل امیدواری که امید دل و جانش تو باشی! همه شادی و عشرت باشد، ای دوست در آن خانه که مهمانش تو باشی گل و گلزار خوش آید کسی را که گلزار و گلستانش تو باشی چه باک آید ز کس؟ آن را که او را نگهدار و نگهبانش تو باشی مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را که هم کفر و هم ایمانش تو باشی مشو پنهان از آن عاشق که پیوست همه پیدا و پنهانش تو باشی برای آن به ترک جان بگوید دل بیچاره، تا جانش تو باشی عراقی طالب درد است دایم به بوی آنکه درمانش تو باشی